یک شعر گم شده

چهارشنبه 5 بهمن 1390 10:24 ب.ظ

نویسنده : راه راه

با تشکر از ناجی این شعر

 

 

 

نمی دانم من مستم
یا که به راستی
امشب در آسمان دو ماه روییده
شاید هم عطر کاج هایت آخر
مرا به دیوانگی کشانده

از دور ایستاده
و نظاره گر اینم که چطور آسمان
بر سرت دست نوازش می کشد
و هر دانه ی برف را با ولع
تن تو می بلعد

نه.واقعا.به چه می اندیشد؟
دست هایت
در سکوت طولانی این سمفونی
وقتی که از رقص باز ایستاده
با معشوقش چه عهدی می بندد؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

داستان تازه ی ما

دوشنبه 3 بهمن 1390 11:09 ب.ظ

نویسنده : راه راه

داستان تازه ما

بووی کهنگی می دهد

باید بخوابیم.

و صبح جای دیگری بر خیزیم

جایی دور از هم.

 

خداحافظ.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

زمان

دوشنبه 3 بهمن 1390 12:45 ب.ظ

نویسنده : راه راه

می گذارم بروی

هرجا که می خواهی

اما قول نمی دهم

سایه به سایه دنبالت نیایم

 

می جنگم

تا آخرین قطر ه ی خونم

برای همه ی باور هایم

و باور دارم

روزی را که تو را در آغوش دارم.

 

 

فقط...کمی صبر باید.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

تقدیم به غول کوچولو

چهارشنبه 28 دی 1390 09:33 ب.ظ

نویسنده : راه راه

چراغ ها رو روشن می ذارم

تا غول کوچولوی تووی اتاقم

از تاریکی نترسه




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

می خواهم بدانی

چهارشنبه 28 دی 1390 09:23 ب.ظ

نویسنده : راه راه

کاری را نمی کنم که نا شدنیست

انتظار می کشم

تا روزی همه ی ستارگان بخواهند

در آغوشت باشم.

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

راز

سه شنبه 27 دی 1390 10:07 ب.ظ

نویسنده : راه راه

عشق در نگاه اول؟چرا که نه

وقتی که از دور

نگاه با شکوه تو،آن پره های نور

می شکافدابرها،وهمه ی آن مه های اطرافم را

تو را زمزمه می کنم.

در گوش هر برگ

رازی که بین من و آن هاست

و آن ها که مردند می خواستند بر ملا کنند رازم را




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

انتهای بطری

سه شنبه 27 دی 1390 07:49 ب.ظ

نویسنده : راه راه

چشم دوخته به انتهای آسمان

و فریاد می زند : یافتم.یافتم.همینجاست.در دهان من

 

چه سئوال های بسیاری که هنوز از خود نپرسیده

مورچه در انتهای بطری




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

گزارش!

سه شنبه 27 دی 1390 07:08 ب.ظ

نویسنده : راه راه

فردا ریاضی دارم.

دارم حکم اخراجم رو تحویل می دم.با امتحان فردا

اما...

نگاه من به چبزای دیگست.

فرافکنی!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

26 دی نود

دوشنبه 26 دی 1390 11:06 ق.ظ

نویسنده : راه راه

بعضی ها براشون مهم نیست که چی می شنون.

براشون فقط مهم اینه که کی اون حرف رو زده.

اگه شاملو بگه  فحش همه به به چه چه می کنن.

اگه من بگم فحش دیگه هیچکی تو وبلاگم نمیاد.

و البته به جنسیت هم ربط داره.اگه دختر باشید تعداد نظر های وبلاگتون،یا لایک های فیسبوکتون از 2 به 200 ترفیع پیدا می کنه.

 

 

دیشب یه اتفاقی افتاد که واسم خیلی جالب بود.یه آزمایشی کردم که تووش از 5 متغیری که وجود داشت 4 تاش ثابت بود.

4 تا آدم.یه حرف.

یک بار شخص الف یه حرف با درجه ی زشتی یازده از ده به شخص پ می زنه.و شخص ب نه تنها شاکی نمی شه بلکه در دفاع از شخص الف با شخص ج در میافته.

یک بار شحص ج خیلی محترمانه یه حرفی میزنه،که حالا بخوام گذشت کنم درجه ی زشتیش از ده نهایتا سه بود.

و شخص ب ،به شخص ج هشدار می ده که این رفتارش انسانی نیست

باید اطلاع بدم که شخص ب و شخص پ دوست های صمیمی هستند.

در واکنش دوم شخص ج سعی می کنه از شخص ب انتقاد کنه.کمی با نیش و کنایه.اما محترمانه..در واکنش اول شخص الف می گن انگیزش انتقاد بوده،اما حرف هایی با زشتی وصف ناپذیر می زنه.که نمی شه گفت.

واکنش شخص ب به کنش اول دفاع از الف بوده.

واکنش شخص ب به کنش اول حمله به ج بخاطر دفاع از پ بوده.

خب.نکته ای که باید بدونین.شخص الف و ب با هم دوست خیلی نزدیکی هستن.

 

 

 

پ.ن:شیمی زیاد خوندم.

نتیجه:

این مهم نیست که چی می گی.این مهمه که کی داره حرف می زنه.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 دی 1390 11:56 ق.ظ

24 دی ماه 90

شنبه 24 دی 1390 12:06 ق.ظ

نویسنده : راه راه

گزارش 24 دی ماه نود

از 23 دی ماه نود تا الآن پشت میزم نشسته ام.

همچنان دارم فکر می کنم.

و کولد پلی گوش می دهم.همی.

افکار پلیدی در سر می پرورانم که به پروانه شدن نمی رسند.

تنها ام.

تبببب دارم به گمانم

و دیگه هیچ شعری برام باقی نمونده.

 

اما با همه ی این ها که خب من 98 درصدش رو سانسور کردم

سرم رو بالا می گیرم

چون

من

 

آن خدا هستم.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 5 1 2 3 4 5